تبلیغات
سرباز پارسی - كوروش پایه گذار حقوق بشر در جهان
جمعه 1390/07/29

كوروش پایه گذار حقوق بشر در جهان

   نوشته شده توسط: بابك خرمدین    

دهم دسامبر(٢٠ آذرماه ) هر سال برابر است با روز گرامیداشت تصویب حقوق بشر در سازمان ملل كه امسال شصت ساله شد.
به این مناسبت نگاهی داریم به آنچه كوروش بزرگ شاه هخامنشی، در هزاران سال پیش بیان كرد. آن را روی استوانه‌ای گلی نوشتند و قانونی شد برای چگونگی رفتار با مردم كشورهایی كه به تسخیر حكومت هخامنشی درآمده بودند. و در واقع پایه‌گذار حقوق بشری شد كه اینك نیز همچنان مورد نیاز است و انسان‌ها به دنبال عملی كردن آن هستند.
منشور حقوق بشر کوروش
استوانه کوروش بزرگ ، یک استوانه سفالین پخته شده است که به گفته ی پژوهشگران، در سال 539 پیش از میلاد نوشته شده است. این منشور که در تاریخ 1878 میلادی در پی کاوش در محوطه ی باستانی بابل کشف شده؛ در آن کوروش بزرگ رفتار خود با اهالی بابل را پس از پیروزی بر آنان توسط ایرانیان، شرح داده است.
این سند به عنوان « نخستین منشور حقوق بشر » شناخته شده، و به سال 1971 میلادی، سازمان ملل آنرا به تمام زبان های رسمی سازمان منتشر کرد. نمونه ساخته شده این استوانه در مقر اصلی سازمان ملل در شهر نیویورک نگهداری می شود.
برگردان از خط میخی بخش هایی از منشور کوروش بزرگ از این قرار است:
من کوروش ام، پادشاه بزرگ، شاه توانمند و برحق، شاه بابل، شاه سومر و اکد ، شاه چهارسوی (جهان).
پسر کمبوجیه ، پادشاه بزرگ ، پادشاه انشان، نوه ی کوروش، پادشاه بزرگ، پادشاه انشان، نبیره ی چیش پش ،پادشاه بزرگ ، پادشاه انشان ،
از دودمانی که همیشه پادشاه بودند؛ ( من کسی هستم ) که مردک و نبو (خدایان بابل ) فرمانروایی اش را گرامی می دارند، و با خرسندی قبلی پادشاهی اش را خواستارند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل در میان شادی و پایکوبی بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم.
من برده داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
من برای برقراری صلح در بابل و شهرهای مقدس این کشور سخت کوشیدم. در مورد اهالی بابل که او آن ها را به بیگاری گماشته بود، این ] بیگاری[ اراده ی خدایان و در خور مردم نبود. من به اضطراب آنان پایان دادم و آن ها را از بیگاری رهانیدم.
مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت . هم به من که او را می ستایم، هم به کمبوجیه که فرزند من است، هم به همه سپاهیان من
ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...
من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند.همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم .
همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم.
همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ، به بابل آورده بود به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. بشود که دل ها شاد شود.
بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم، هرروز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند: (به کورش شاه، پادشاهی که ترا گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه ، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.)
من برای همه مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمام مردم اعطا کردم.