بیا ای هم و طن هم خون وهم ریشه بیا بشکن فسون این شب تیره

بیا و نعره کن دراین ره بن بست که شب با صدق این آیینه درگیره
قل و زنجیر و تابوت وزمین بگذار بیا از نو درفش کهنه برداریم
بزن بر ریشه ی جادوگران تیشه بزن که ما هنوزم نسل بیداریم
بگوازتابش بارون خون برتن بگوازاشک مادرهای افسرده
بگو تا ابر خون آلود اهریمن بمیره دردل این شهرسرخورده
بگو ازچوبه ی اعدام آلاله بگو از موسم مرگ دلیرانه
بگوازشرشرخون دردل میهن بگو از گریه های طفل بی خانه
بیا ای هم وطن از کوچه ی ظلمت گذر کن تا طلوع صبح آزادی
بگو که قدرت ما شعر وفریاده بیا و نعره کن توشعر و فریادی