در کوچه های شهرمن مردانگی ویران شده

اعدام هم کیشان من پایان هر طوفان شده
ای رهگذ ر بشنو زمن اینجا در این ماتم سرا
در زیر ضرب چکمه ها آزاد گی پنهان شده
از شرم این آوارگان این تازیان دد سرشت
در ذهن هم خونان من تاریخ ما ویران شده

بشنو زمن ای رهگذر برگرد از این خانه برو
اینجا کنار نعش گل پروانه بی ایمان شده
ای رهگذر این ناله را به گوش عالم برسان
خاک من آن ملک کیان بازیچه ی دیوان شده