تبلیغات
سرباز پارسی - تمدن و حكومت پارتها
سه شنبه 1390/07/5

تمدن و حكومت پارتها

   نوشته شده توسط: بابك خرمدین    

پارت. پارث. پَرثَوَ. نام خراسان كنونی، یكی از خترپت‌نشینهای هخامنشی. در زمان سلوکیان، دولت اشكانی در این ناحیه تشكیل شد و بقایای نفوذ جانشینان اسكندر را از ایران برانداخت. این ایالت از شمال به دهستان و از مشرق به هری یا آریا و از جنوب به كارامانی (کارامانیا - کرمان امروزی) و از مغرب به ماد محدود بوده‌است. پارتهای آریایی تیره یی از قوم سکایی داهه توسط ارشک (اشک) وبرادرش تیرداد که از باختر به شمال غرب آن پارتیه رفته بودند در (۲۵۰ ق م) امپراتوری مقتدری را در آنجا (پارتیه) اساس گذاشتند و در اندک زمان دولت یونان باختری تحت فرمانروایی دیودوتس را در حوزه بلخ به سقوط مواجه ساخته اورا به جنوب راندند و همه باختر را تحت سلطه خود در آوردند. در همین آوان زبان اوستایی در باختر البته به گونه تحول یافته آن متداول بوده است, حتی اکـثر دانشمندان وجود اوستا را در نیمه دوم عصر پارتها تایید میکنند؛ چنانکه به اساس بعض مدارک و اسنادی که از نیسایا مرکز اولیه پارتها به دست آمده, دیاکونوف, لیو شیستث بدین باور اندکه در قرن اول قبل از میلاد در شرق دولت پارت یعنی حوزه باختر متن اوستا یا کم از کم قسمتی ازآن وجود داشته است. تارن نیز برآن است که در عصر یونانیان باختری زبان یونانی و زبان باختری باهم تأثیرات متقابل داشته اند گذشته ازان شواهد دیگری هم وجود دارد که این نظر ها و باور ها را تایید می نماید؛ از جمله آنکه پارتها نخستین بار به گرد آوری اوستا پرداخته اند ویا گفته اند که متن اوستا در مرحله نخست در زمان اشکانیان (پارتها) بازنویسی شده است. از همین جا است که ترجمه ها و تفسیرهایی از اوستا به زبان پارتی صورت گرفته است. البته گونه اصلی زبان اوستایی تنها توسط مؤبدان زرتشتی به کار میرفته و آموخته میشده است. واما از اینکه در این زمان از زبان اوستایی بیشتر از پنج قرن سپری شده است وبه تحولاتی معروض گردیده, پارتها این زبان را به حیث زبان درباری, رسمی و اداری پذیرفتند که در سراسر امپراتوری وسیع آنان به زبان پارتی موسوم شده است.پارتها از آغاز تأسیس امپراتوری در (٢۵٠ق م) تا (١۷۱ق م) در همین حوزه باختر و وادی مرو با رسمی ساختن زبان آنرا تقویت نمودند وبدین گونه در مدت ششصد سال که امپراتوری پارتها, از سده سوم قبل از میلاد تا سده سوم میلادی ادامه پیدا کرد زبان پارتی در سراسر قلمرو حکمروایی آنان از باختر تا سوریه و شام به حیث زبان رسمی, علمی, اداری و همه گانی به کار رفت. چنانکه کشف کتیبه زبان پارتی در فارس پس از نفوذ پارتها بدانجا و کتیبه های شاهان اول ساسانی به زبان پارتی در فارس مانند:کتیبه های اردشیر اول ( ۲۲۴- ٢٤١م)در نقش رستم, کتیبه شاه پور اول (۲۴۲ – ٢۷۳م) درنقش رجب, کتیبه زردشت حاجی آبادی, کتیبه هرمز (۲۷٢ – ۲۷۴م) در نقش رستم, کتیبه نرسی (٢۹٣ – ۳٠۲ م) در پایکولی (درکردستان) و کتیبه های شهر دورا (از شهرهای قدیمی سوریه) همه دال برآنست که پیش از ترویج لهجه پهلوی ساسانی توسط ساسانیان در فارس زبان پارتی منحیث سر زمین پارتها جای زبان آرامی را که از عصر هخامنشی ها در آنجا رواج پیدا کرده بود و جای زبان یونانی زمان یونانیان رابه تمامی فرا گرفت. البته واژه پارتی (پرثوی) در لهجه هایی پهلوی شده است چنانکه در مآخذ ارمنی پارت به شکل (پهل) آمده است در حالی که نام اصلی وواقعی آن پارتی است و طوریکه معلوم است زبان پارتی دنباله زبان اوستایی میباشد. ارتباط زبان وفرهنگ پارتها را به زبان و فرهنگ اوستایی از یک طرف سهم فعال گرفتن پارتها به برپایی آتشکده های زردشتی و از جانب دیگر توجه آنان برای نخستین بار به گرد آوری کتاب اوستا تایید میکند از همین جاست که دانشمندان از جمله رستارگویوا گفته است که زبان پارتی مآخوذ قوم پرثوه به نام پهلوی شمال معروف بوده و آن نام یکی از زبانهای باختری است. کهزاد هم مینویسد که زبان پارتی از اینکه در ساحه نفوذ زبان اوستایی به میان آمده است بنابران مستقیماً ریشه اوستایی دارد و حتی گویند که متنهای اصلی اوستایی در باختر تا هجوم اسکندر مقدونی هم وجود داشته و توسط وی از میان برده شد و اما بعدتر شاه اشکانی و لخش (بلاش) فرمان داد تا قسمتهایی از اوستا را و آنچه به طور شفاهی میان مؤبدان زردشتی مانده بود جمع آوری نمایند. مسلماً آثار اولیه این زبان در حوزه باختر این نظر را تایید میکند؛ چنانکه در اوایل سلطنت پارتها که اّشک اول, برادرش تیرداد و اردوان پسر تیرداد از (١۷١ – ۲۵۰ ق م) در وادی خراسان شمال غرب باختر بر اریکه قدرت قرارداشتند و مرکز شان قبل از آنکه در غرب فارس شهر تیسفون قرار گردید شهر نیسایا در حوزه باختر بود؛ اخیراً در دوره شوروی سابق ازین شهر در حدود تکه سفالین که دارای نوشته هایی به زبان پارتی بود بدست آمده است. پرویز ناتل خانلری نیز گفته است که پارتها پس از استیلای یونانیان از ناحیه شمال خراسان بر خاسته زبان آنان در قلمرو امپراتوری شان زبان پارتی و آن زبان رسمی و اداری بوده است . به گونه فشرده این نکات ثابت میسازد که زبان پارتی به دنباله زبان اوستایی در حوزه باختر به میان و اثر پذیری زبان پارتی و زبانهای سغدی, تخاری و خوارزمی و ورود کوشانی ها در این حوزه, این زبان راه تحول را به نحو دیگری پیموده سر انجام موجب پیدایی زبانی شد که به نامهای زبان باختری, بلخی و کوشانی یاد گردیده است. لهجه دیگر زبان پارتی همان لهجه پهلوی ساسانی و استخری است که پس از سقوط پارتها وبه قدرت رسیدن ساسانی ها به نام زبان پهلوی ساسانی موسوم گردید ودرمورد (هاگ) معتقد است که متن کتیبه حاجی آباد در فارس یک متن پهلوی ساسانی و ترکیبی است از دو لهجه پهلوی (اشکانی و ساسانی) وی نتیجه گرفته است که زبان پهلوی غربی (ساسانی) در اصل آرامی بوده عنصر های آریانی وپارتی در آن وامی و قرضی است. بقول وی پهلوی اشکانی در فارس؛ تأثیر پذیری از زبانهای آرامی (غیر آریانی) و زبان یونانی در حوزه قدرت سلوکیان لهجه یی به میان آورد که با به قدرت رسیدن ساسانیان پهلوی ساسانی گفته شده است و اصل واژه هم مسخ گردیده با گرفتن (ف) آرامی به جای (پ) آثار آن فهلویات گفته شده و پسوند جمع (آ ت) دران موافق به ضوابط زبان آرامی است. از اینکه زبان پهلوی ساسانی لهجه غربی زبان پارتی است این موضوع را شواهد ذیل تایید میکند:
۱ــ زبان پارتی راآغازدوره میانه زبانهای آریانی گفته اند وپهلوی ساسانی دنباله ولهجه یی ازآن.
۲ــ مدت زمانی, زبان پارتی را به حیث زبان دوره میانه آریانی از سده چهارم قبل از میلاد تا سده هفتم میلادی یک هزار سال گفته اند که شاید پهلوی ساسانی هم میشود.
۳–زبان پارتی برای شرح نحوی سایر زبانهای دوره میانه اساس بوده و پهلوی ساسانی از جمله لهجه آن است چنانکه زالمان زبانشناس معروف و سلوز زبان پهلوی ساسانی را به استناد زبان پارتی شرح و تدوین کرده است. وبه قول تاوادیا د زالمان است که به اشتباه نام فارس میانه را به پهلوی ساسانی داده است. زیرا واضح و روشن است که پارسی نوین یا پارسی دری دنباله زبان پارتی باختری است نه پهلوی ساسانی.
۴– آثار از زبان پارتی (پهلوی اشکانی) مثلاً آثاری از مانی حتی درقرن چهارم میلادی وبعد ازآن یعنی پس از استقرار ساسانیان نیز نگارش یافته است. یعنی اینکه زبان پهلوی ساسانی لهجه یی از زبان پارتی است.
۵ – آثار منظوم پارتی (پهلوی اشکانی) متعلق به خراسان قدیم از نظر تعداد بیشتر از اشعار پهلوی ساسانی است و از نظر جوهر نیز غنی تر میباشد. مثلاً یادگار زریران و درخت آثور یک که زبان آنها پارتی است.
۶– محسن ابوالقاسم گوید که دوره رواج پهلوی از ٣٣۱قبل ازمیلاد شروع شده با سقوط ساسانیان در ۶۵٢ میلادی پایان می پذیرد بدین معنا که پهلوی ساسانی دنباله زبان پارتی و لهجه یی ازآن تلقی شده است. وفارسی میانه گفتن پهلوی ساسانی مفهومی ندارد.
با منتفی شدن اصطلاح فارسی میانه از اینکه اصطلاح فرس قدیم را نیز منشأ و منبع کهنی تایید نمیکند و اصطلاح نو ساخته شده های اخیر است قابل پذیرش نمیباشد, زیرا در ریشه یابی و مطالعه تاریخی زبان پارسی دری و ارتباط آن به زبان کهن آریانی یعنی اوستا کدام نقش مهمی ندارد. زبان اوستایی زبان کهن آریاییان باختر است اساساً زبان آریاییان حوزه باختر آری گفته میشده که پس از نوشتن کتاب اوستا در هزاره یکم قبل از میلاد بدان زبان, معروف به زبان اوستایی گردید. زبان اوستایی است که طوریکه در سطور گذشته گفتیم زبان پارتی وبعداً لهجه شرقی آن به نام زبان باختری, بلخی و کوشانی ازان مشتق شده است و آن گونه که بعداً می آید زبان پارسی, پارسی دری دنباله همین زبان میباشد. در مورد آنکه زبان اوستایی نیز در حوزه باکتریا و بلخ به میان آمده است همچنان روایات و شواهد موثق وجود دارد از جمله :
۱– پس از مهاجرت آریایی ها از آریاناویجه آریایی های هندی ازمعبرهای کنروپنجشیر به دره پنجاب سرازیر شدند و آریایی های باختر متدرجاً حوزه بلخ, هری و سیستان و دامنه های البرز حوالی بلخ را اشغال کردند.
٢– در یکی از نسخه های اوستا یعنی وندیودات که طور کامل به جا مانده از محلی به حیث پیدایشگاه زردشت نام می برد که میان اکسوس (آمو دریا) و اندوس (رودسند) و درنگیانا (زرنج) واقع شده و آن شامل نامهای نواحی و سر زمینهای ایجاد کرده اهورامزدا است یعنی آریانا محل ظهورزردشت وزبان اوستایی است.
٣– قرار نظر هننگ محتویات اوستا (گا تاها) نشان میدهد که متن اوستا در حوالی بلخ و متون بعدی آن در نواحی سیستان بوجود آمده است.
۴– ویلهم گیگر خاورشناس آلمانی هم به استناد اعلام جغرافیایی اوستا (یشتها) داستانهای پهلوانی شاهان آریایی را در آریانا (بخدی و سیستان) میداند.
۵– گریستن سن گفته است؛ پارتها (پارثوها) که به مغرب فلات آریان رفتند یعنی عراق عجم, از همکیشان شرقی خود جدا شده و حتی در زبان شان که منشأ آن شرقی بود تغییراتی حاصل گشت, اما زبان شرقی آریان ها که گاثا و یشتها بدان سروده شده بود به حال خود باقی ماند.
۶– وقوع جنگهای مذهبی میان گشتاسپ حامی زردشت و تورانیان شمال آمو دریا درنواحی بلخ.
۷– تذکر اوستا تنها از جغرافیای حوزه بلخ و سیستان از شرق تا حوالی شهر (ری).
با این همه حال و احوال و تایید منابع و مدارک متعدد که در بالا ذکر گردیده از خلال آن چنین برمی آید که اوستا وزبان اوستایی در حوزه باختر و در درنگیانا بمیان آمده و موافق به اقوال دانشمندان و پژوهشهای دقیق مؤرخان و زبانشناسان که در مقدمات این مقال ازان سخن گفته شد, زبان اوستایی از هزاره یکم قبل از میلاد در حوزه باختر و درنگیانا تا کشور کشایی اسکندر به باختر (سده چهارم ق م) در این سر زمین طبعاً با معروض شدن به تحولاتی ادامه داشته است؛ اگرچه گفته اند اسکندر متون اوستایی را نابود کرد اما زبان اوستایی که زبان مردم بود در این حوزه در کنار زبان یونانی تداول داشته است. این زبان تحول یافته اوستایی, انقراض یونانیها توسط پارتها (٢۵۰ ق.م) و تشکیل دولت پارتی در حوزه باکتریا در وادی مرو در پارتیه از طرف آنان در همان دوره آغازین شان به حیث زبان رسمی, درباری و اداری پذیرفته شده وبه نام پارتی متداول گردید. با انتقال مرکز پارتها از وادی مرو از پایتخت نیسایا به جانب غرب به تیسفون بازهم همین زبان پارتی در حوزه باکتریا ادامه پیدا میکند, به گونه ایکه از طرف مؤرخان و پژوهشگران متعدد با ارتباط به محلات در نامهای زبان باختری, بلخی و با انتساب آن به دربار, دری نامیده شد و نیز با استقرار کوشانیان و ادامه سلطنت آنان آن را زبان کوشانی هم گفته اند. بادرنظر گیری اینکه پارتها با تشکیل سلطنت در حوزه باکتریا و وادی مرو (پارتیه) و پذیرش زبان پارتی به حیث زبان رسمی, درباری و اداری, سپس با انتقال مرکز از شرق از حوزه باختر به سوی غرب در تیسفون, زبان پارتی عاقبت به دو لهجه بزرگ جدا میگردد؛ یکی لهجه شمالی – شرقی و حوزه باکتریت که بقایای آن زبان باختری, بلخی و کوشانی گفته شده و دیگر لهجه جنوب غربی که زبان پهلوی ساسانی نام گرفته است.