تبلیغات
سرباز پارسی - اشکانیان - پارت ها
سه شنبه 1390/07/5

اشکانیان - پارت ها

   نوشته شده توسط: بابك خرمدین    

سلطه ی جانشینان اسکندر بر قلمرو هخامنشی (با وجود خشونت نظامی سلوکیان) در سراسر ایران طولانی نشد و فترت حاکمیت در ایران، شصت و پنج سالی بیش نکشید. حتی در همان دوران اقتدار نظامی سلوکیان - مقارن با سال هایی که مهاجران یونانی در استان باکتریا (باختر، بلخ) به رهبری سر کرده ی خویش به نام دیودوتس، اعلام استقلال کردند (حدود 250 پیش از میلاد) - در استان پارت (پارتیا، پرثوه) نیز دولت ایرانی مستقلی به وجود آمد که به نام موسس آن دولت، ارشکان (اشکان، اشکانیان) نامیده شد. بعدها به دنبال طرد سلوکیان از ایران، این دولت به شاهنشاهی بزرگی تبدیل شد که در توالی شاهنشاهی های بزرگ شرق، ششمین شاهنشاهی بزرگ دنیای باستان محسوب شد. این دولت طی چندین قرن فرمانروایی، از بسیاری جهات هماورد و رقیب و حریف روم بود.
ارشک اول موسس این دولت که بر وفق روایات، سرکرده ی طایفه آریایی پرنی (اپرنی) از طوایف وابسته به اتحادیه ی داهه از عشایر سکایی حدود باختر بود - بنابر مشهور - حدود دو سال بعد از اعلام استقلال کشته شد. برادر وی تیردات، که جانشین او گردید خود را ظاهرا به احترام نام او ارشک خواند (ارشک دوم). پادشاهان بعد از وی هم از همین بابت، نام ارشک را به عنوان نوعی لقب بر نام خود افزودند. بدین گونه، سلسله ی جانشینان ارشک به نام «ارشکان» یا «اشکان» یا «اشکانیان» خوانده شدند.
هر چند دولت اشکانی به وسیله ی ارشک اول و برادرش تیردات (که امروز دیگر تردیدی در تاریخی بودن آنان نیست) پایه گذاری شد، اما تاسیس واقعی آن به وسیله ی میتره دات (مهرداد) اول، (ششمین اشک) و تحکیم نهایی آن به وسیله ی مهرداد دوم، (نهمین اشک) انجام شد. ظاهرا، مقارن این احوال که چندی بعد منجر به طرد قطعی سلوکیان از ایران شد، پادشاهان این سلسه خود را وارث ملک پادشاهان قدیم پارس (هخامنشی ها) خواندند. چنانکه از یک مورخ یونانی (آریان) نقل شده است، نسبت خود را هم به هخامنشی ها رساندند، البته با انتساب به ارتخشیر دوم. اما، شاهنشاهی پارت با شاهنشاهی هخامنشی به کلی تفاوت داشت. نه تنها نظام حکومت آن هرگز استواری و انسجام آن دولت را دارا نبود، بلکه وسعت آن هم حتی بدون مصر که از زمان اسکندر به کلی از ایران جدا شد، به پای وسعت شاهنشاهی هخامنشی نرسید.

قلمرو آنان که شامل تعدادی دولت های مستقل دست نشانده هم می شد، در آنچه به وسیله ی حکام (ساتراپ های) اشکانی اداره می شد، شامل هجده استان ( ساتراپی ) بود که یازده استان را از استان های علیا و هفت استان را، استان های سفلی می خواندند. استان های علیا، شامل ولایات شرقی این قلمرو و استان های سفلی خوانده می شد، عبارت بودند از :
1. میان رودان - بین النهرین - (Mesopotimia) با سرزمین های شمال بابل.
2. آپولونیاتیس (Apolloniatis) : جلگه ی واقع در شرق دجله.
3. خالونی تیس (Chalonitis) : بلندی های اطراف ابرسن (زاگرس).
4. ماد غربی : حدود نهاوند.
5. کامبادین (Cambaden) : حدود بیستون و بخش کوهستانی ماد.
6. ماد علیا : اکباتانا (همدان)
7. رگیان (Rhagiane) : نواحی شرقی ماد.
ولایت شرقی که استان های علیا خوانده می شدند، از این قرار بودند :
8. خوارنه (Choarene) : سردره ی خوار.
9. کومیسنه (Comisene) : کومس (قومس) ناحیه ی کناره کویر.
10. هورکانیا (Hyrcania) : گرگان.
11. استابنه (Astabene) : ناحیه ی استو (قوچان)
12. پارتیا (Parthyene) : خراسان.
13. اپه ورکتی کنه (Apavarcticene) : ابیورد، حدود کلات.
14. مرگیانه (Margiane) : ولایت مرو.
15. آریا (Aria) : هریو، ولایت هرات.
16. انائون (Anauen) : بخش جنوبی هرات.
17. زرنگیان (Zarangiane) : زرنج، کناره ی هامون.
18. آراخوزیا (Arachosia) : رخج در ساحل علیای هیرمند در ناحیه ی قندهار.
ولایت ***تان در قسمت سفلای هیرمند، دولت محلی مستقل داشت و بر خلاف آنچه در بعضی ماخذ آمده است، استان نوزدهم قلمرو اشکانیان محسوب نمی شد. علاوه بر این استان های هجده گانه که فقط قسمتی از قلمرو داخلی هخامنشی ها بود، تعدادی از استان های سابق هخامنشی هم در این دوره به صورت امارت های مستقل در اطراف این ولایت وجود داشت. فرمانروایان این مناطق خود را متحد و تحت الحمایه ی اشکانیان می شمردند. اما، در عین آنکه به پادشاه متبوع خود باج می دادند و در هنگام ضرورت، سپاه مجهز زیر فرمان او قرار می دادند، در سایر امور استقلال داشتند. بنابراین، در برخی موارد هم از تبعیت دولت پارت خارج می شدند و به تبعیت دولت مهاجم یا مخاصم در می آمدند. بدین گونه، قلمرو اشکانیان شامل یک مجموعه ی ملوک الطوایفی بود که خاندان ارشک، در راس آنها قرار داشت. اتحاد آنها، به خصوص در مواقع جنگ، وحدت و تمامیت قلمرو ارشک ها را تامین می کرد. تعدادی از این دولت های تابع که در نهایت جزو قلمرو رسمی پادشاه اشکانی محسوب می شدند، از این قرار بود :
19 . ارمنستان که پادشاه مستقل آن، بیشتر متحد و دست نشانده ی پارت بود. اما، با توجه به اینکه وی از خاندان اشکانیان بود، ولی بارها به روم می تاخت، و بهانه ی جنگ ایران و روم می شد.
20. امارت اسروئن (Osroene) در شمال شرقی میان رودان که زیر سلطه ی سلاله ی عرب ابجر (Abgar) اداره می شد. مرکز آن «ادسا» (Edessa) نام داشت که بعد اورفه و الرها خوانده شد.
21. امارت کردئن (Cordoen) - بیت کردو - در جنوب دریاچه ی وان و مشرق دجله که سرزمینی کوهستانی بود.
22. امارت آدیابن (Adiabene) - حدیب، حاجی آباد - در کنار رود زاب که شامل سرزمین آشور می شد و مرکز آن، اربل (Arbela) خوانده می شد.
23. امارت هترا (Hatra)، الحضر در واحه، واقع در مغرب دجله که قلعه ای استوار داشت.
24. امارت آتروپاتن (Atropaten) سرزمین آذربایجان که ماد کوچک نیز خوانده می شد و در دوران سلوکی هم مستقل بود. این ولایت در عهد اشکانیان زیر فرمانروایی یک شاهزاده ی اشکانی اداره می شد. پادشاه این ولایت، متحد و تحت الحمایه ی اشک بود. آذربایجان در عهد سلوکی نیز مانند عهد اشکانیان، یک مرکز دینی آریایی بود. در عین حال، یک سنگر ایرانیگری در مقابل یونانی مآبی رایج زمان نیز محسوب می شد.
25. امارت میسان (Mesene) که در سرزمین های میان رودان جنوبی در اطراف مصب دجله و فرات قرار داشت و مرکز آن به نام «خاراکس» (Charax) تقریبا در محل خرمشهر کنونی واقع بود.
26. امارت ایلام (Elymais) در شرق دجله که شامل شوش و اهواز کنونی بود و تا قسمتی از دره های ابرسن ادامه داشت. با آنکه مهرداد اول آنجا را تسخیر کرد، بعدها دوباره استقلال محلی یافت و بارها در مقابل اشکانیان قیام کرد.
27. امارت پارس که پادشاهان کوچک محلی آن، از زمان سلوکیان مستقل بودند. در عهد اشکانیان، قسمتی از نواحی جنوبی کرمان هم به آنان تعلق یافت. قلمرو آنان، کانون آیین زرتشت و آتش مقدس قوم بود و با آنکه اشکانیان آنجا را به انقیاد درآوردند، دعوی استقلال آنان باقی ماند.

سوار پارتی - Palazzo Madama - تورین - ایتالیا


سرزمین های باختر و سغد، هرگز جزو قلمرو اشکانیان درنیامدند. چنانکه سرزمین های واقع در شمال دره ی اترک هم که جزیی از سرزمین عشایر داهه و سکایی بود، از شمول در داخل قلمرو ارشک ها خارج ماندند. حتی، طوایف ساکن در آن نواحی بارها در مرزهای شرقی اشکانیان، مزاحم و معارض دولت آنان نیز می شدند.
به دنبال طرد نهایی سلوکیان از خاک ایران، دولت اشکانی که در توسعه به جانب غرب ظاهرا ناظر به تسخیر تمام میراث هخامنشی ها بود، با دولت روم که او نیز در توسعه به جانب شرق خواهان دستیابی به میراث فتوحات اسکندر به نظر می رسید، در نواحی ارمنستان و سوریه با یکدیگر تصادم پیدا کردند.
اولین تصادم، بین یازدهمین اشک (فرهاد سوم) با پمپه، سردار معروف روم روی داد. این برخورد به جنگ منجر نگردید و در واقع فقط یک تصادم سیاسی بود (حدود 63 پیش از میلاد).
تصادم واقعی، اول بار در عهد «ارد اول» اشک سیزدهم واقع شد که محرک آن تجاوز «کراسوس» (سردار روم) به مرزهای ایران بود. این برخورد در حران (کاره) به شکست و قتل کراسوس و اسارت عده ی زیادی از سربازان او منجر گشت (53 پیش از میلاد). از آن پس، روم بارها با پارت که خود را حریف و هماورد واقعی او نشان داد، به زورآزمایی پرداخت. بهانه، مرزهای سوریه و مسایل ارمنستان بود، اما تعرض همواره جز در مواردی که پارت خود را ناچار به تلافی یا استرداد می یافت، از جانب روم می شد. بالاخره، از عهد ارد اول (اشک سیزدهم) تا عهد اردوان پنجم (اشک بیست و هشتم) که آخرین پادشاه این سلسله نیز بود، لااقل هفت جنگ عمده ایران و روم را در روی یکدیگر قرار داد. چند بار هم تیسفون، تختگاه اشکانیان، به دست رومیان افتاد.
اما، در تمام موارد سودای جهانگیری روم از طرف اشکانیان با مانع مواجه شد و روم هرگز موفق نشد که قسمتی از خاک ایران را به قلمرو خود ملحق کند. حتی، آخرین اشک این خاندان که بعدها مغلوب اردشیر بابکان موسس دولت ساسانی گشت، حمله ی خائنانه و نفرت انگیز «کاراکالا» امپراتور دیوانه ی روم را به شدت در هم شکست (215 پیش از میلاد). در این راستا، خاندان اشکانیان که در معرض سقوط و انقراض بود، قلمرو خود را نه با یک فاتح اجنبی، بلکه به یک مدعی ایرانی باخت.

سوار سنگین اسلحه ی پارتی در نبرد با شیر. عکس از موزه بریتانیا


پادشاهی اشکانیان، چهارسد و هفتاد سال طول کشید و در این مدت، بیست و نه اشک از این سلسله در ایران فرمانروایی کردند. پایتخت آنان در دوران اعتلای سلطنت ایشان، تیسفون و سلوکیه در نزدیک دجله بود. در اوایل تاسیس دولت، شهر نسا در نزدیک عشق آباد کنونی و شهر دارا در ناحیه ی ابیورد و در هنگام تابستان که پادشاه از بابل به ماد و پارت و گرگان می رفت، گاه اکباتانا و گاه شهر هکاتوم پلیس (سد دروازه در قومس) مقر موقت دربار شد. بی شک نظام ملوک الطوایفی که از اسباب فقدان تمرکز در قدرت بود، اختلافات خانوادگی که همین عدم تمرکز آن را مخاطره آمیزتر می کرد و شاید نفرت و مخالفت موبدان زرتشتی که سیاست تسامح و اغماض اشکانیان را به نظر مخالفت می دیدند، از عوامل انحطاط دولت آنان شد.

تنگ شیشه ای دمیده در قالب به رنگ سبز روشن - یافت شده در منطقه ی آذربایجان
سده 1 و 2 میلادی


جنگ های فرساینده ای که در مدت پنج سده آنان را در شرق و غرب مشغول داشت نیز، خود عامل عمده ای در ایجاد ناخرسندی هایی شد که از زیاده روی های دایم طبقات جنگجو و قدرتمند در بین طبقات فرودین جامعه حاصل می شد.
حاصل عمده ی فرمانروایی آنان، حفظ تمدن ایران از تهاجمات ویرانگر طوایف مرزهای شرقی و نیز، حفظ تمامیت ایران در مقابل تجاوز خزنده ی روم به جانب شرق بود. در هر دو مورد، مساعی آنان اهمیت قابل ملاحظه ای برای تاریخ ایران داشت.

مجسمه ی سفالی با*** - پارتی - یافت شده در شوش - طول : 15 سانتیمتر
عکس از تارنمای موزه ملی


نام شاهان اشکانی :

ارشک (اشک یکم) حدود۲۵0- ۲۴۷ پیش از میلاد
تیرداد یکم (اشک دوم) حدود ۲۴۷- ۲۱۱ پیش از میلاد
اَردوان یکم (اشک سوم) حدود ۲۱۱- ۱۹۱ پیش از میلاد
فریاپت (اشک چهارم) حدود ۱۹۱- ۱۷۶ پیش از میلاد
فرهاد یکم (اشک پنجم) حدود ۱۷۶- ۱۷۱ پیش از میلاد
مهرداد یکم (اشک ششم) حدود ۱۷۱- ۱۳۸ یا ۱۳۷ پیش از میلاد
فرهاد دوم (اشک هفتم) حدود ۱۳۸ یا ۱۳۷- ۱۲۸ پیش از میلاد
اردوان دوم (اشک هشتم) حدود ۱۲۸- ۱۲۳ پیش از میلاد
مهرداد دوم (اشک نهم) حدود ۱۲۳ - ۷۶ پیش از میلاد
سیناتروک (اشک دهم) ۷۶ یا ۷۵ - ۷۰ یا ۶۹ پیش از میلاد
فرهاد سوم (اشک یازدهم) ۷۰ یا ۶۹ - ۵۸ یا ۵۷ پیش از میلاد
مهرداد سوم (اشک دوازدهم) ۵۸ یا ۵۷ - ۵۶ پیش از میلاد
اُرد یکم (اشک سیزدهم) حدود ۵۶ - ۳۷ یا ۳۶ پیش از میلاد
فرهاد چهارم (اشک چهاردهم) حدود ۳۷ - ۲ پیش از میلاد
فرهاد پنجم یا فرهادک (اشک پانزدهم) ۲ پیش از میلاد - ۴ میلادی
ملكه موزا (۲ پیش از میلاد - ۴ میلادی) همراه با پسرش فرهاد پنجم
اُرد دوم (اشک شانزدهم) ۴ - ۶ یا ۷ میلادی
ونُن یکم (اشک هفدهم) ۷ یا ۸ - ۱۲ میلادی
اردوان سوم (اشک هیجدهم) ۱۲ - ۳۹ یا ۴۰ میلادی
تیرداد سوم حدود ۳۶ - 39 میلادی
وردان (اشک نوزدهم) ۳۹ یا ۴۰ - ۴۵ میلادی
گودرز (اشک بیستم) ۴۱ - ۴۵ میلادی
ونن دوم (اشک بیست و یکم) ۵۱ میلادی
بلاش یکم (اشک بیست و دوم) ۵۱ - ۷۷ یا ۷۸ میلادی
پاکور (اشک بیست و سوم) ۷۸ - ۱۰۸ یا ۱۱۰ میلادی
اردوان چهارم ۱۰۸ - ۱۱۰ میلادی
خسرو (اشک بیست و چهارم) حدود ۱۱۰ - ۱۲۸ یا ۱۲۹ میلادی
بلاش دوم (اشک بیست و پنجم) ۱۲۸ یا ۱۲۹ - ۱۴۷ میلادی
مهرداد چهارم (۱۲۸؟ یا ۱۲۹؟ - ۱۴۷؟ میلادی)
بلاش سوم (اشک بیست و ششم) ۱۴۷ - ۱۹۱ میلادی
بلاش چهارم (اشک بیست و هفتم) ۱۹۱ - ۲۰۸ میلادی
بلاش پنجم (اشک بیست و هشتم) ۲۰۸ - حدود ۲۱۶ میلادی
اردوان پنجم (اشک بیست و نهم) حدود ۲۱۶ - ۲۲۶ میلادی
بلاش ششم
اردوازد

سر مرمری پارتی - یافت شده در شوش - طول : 10 سانتیمتر، عرض : 7 سانتیمتر
عکس از تارنمای موزه ی ملی